خرید بک لینک
تلخ تلخم،گریه دارم،مهربان! طوری م نیست

تلخ تلخم،گریه دارم،مهربان! طوری م نیست

حال من خوب است مثل حالتان طوری م نیست

باز مردم آب پاکی روی دستم ریختند

ناگهان،حالم بد است و ناگهان،طوری م نیست

در درونم زخم های کهنه لب وا کرده اند

شعر! ای آتش میان استخوان،طوری م نیست

آن تویی،ببر بیابانی که در چنگال تو

این منم،زخمی غزال نیمه جان،طوری م نیست

قارچ ها از نوک انگشتان من قد می کشند

سمی ام در خویش اما باغبان،طوری م نیست

درد دارد قطره قطره نوش جانم می کند

قهوه ای هستم درون استکان،طوری م نیست

دست می افشانم و هی پای می کوبم به خاک

قرص تب بر،قرص هذیان،قرص نان، طوری م نیست

من اوستا خوانده ام،تکفیرم ای زرتشت پیر

کفر می ورزم به چشم این و آن،طوری م نیست

شهر می گوید جنون شعر دارم ای جنون

کاش می دادی به این مردم نشان،طوری م نیست

برچسب: نویسنده: آریا اکبری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 11:09

صفحه بندی